این معجزه است که بسیار شبیه به بدن که در هر دو بیماری ایدز در تسهیل دولت که در آن می شوند غیر ضروری در حال یادگیری است. وقتی که حالت اصلی از ارتباط مستقیم روح رسیده است، نه بدن و نه معجزه ای عمل می کند در هر منظور و مقصودی می باشد. در حالی که فکر می کنید شما را در بدن هستند، با این حال، شما می توانید بین کانال های بی عشق و معجزه آسا بیان را انتخاب کنید. شما می توانید پوسته ی خالی را، اما شما می توانید چیزی را بیان کنم. شما می توانید صبر کنید، به تأخیر بیاندازیم، فلج خود را، و یا کاهش خلاقیت خود را تقریبا به هیچ چیز. اما شما می توانید آن را لغو نیست. شما می توانید متوسط خود را از ارتباط است، اما بالقوه خود را از بین ببرد. شما خودتان ایجاد کنید.
تصمیم اساسی به معجزه فکر این است که به صبر طولانی تر لازم است. هم می تواند هدر و همچنین به هدر رفته است. کارگر معجزه، در نتیجه، عامل کنترل زمان را می پذیرد با خوشحالی می پذیریم. او به رسمیت می شناسد که هر زمان فروپاشی را به ارمغان می آورد همه به انتشار نهایی نزدیک تر از زمان، که در آن پسر و پدر یک هستیم. برابری می کند برابری نیست. هنگامی که همه به رسمیت می شناسد که او تا به همه چیز، فرد را به Sonship دیگر لازم خواهد بود.
هنگامی که کفاره تکمیل شده است، همه استعدادهای همه فرزندان خدا به اشتراک گذاشته خواهد شد. خدا نسبی نیست. همه فرزندان خود عشق خود را، و تمام هدایای خود را آزادانه به هر کس داده شده به طور یکسان. "مگر شما به عنوان کودکان کوچک تبدیل شده است" بدان معناست که مگر اینکه شما به طور کامل به رسمیت شناختن وابستگی کامل خود را بر روی خدا، شما می توانید قدرت واقعی پسر در رابطه با پدر واقعی خود را نمی دانند. specialness از فرزندان خدا از خروج از شمول ساقه نیست. همه برادران من خاص است. اگر آنها بر این باورند که آنها را محروم از هر چیزی، درک خود را تحریف می شود. وقتی این اتفاق می افتد تمام خانواده خدا، یا Sonship است، در روابط خود دچار اختلال است.
در نهایت، هر عضو خانواده از خدا باید بازگشت. معجزه می نامد، او را به بازگشت به دلیل آن نعمت و افتخارات او، حتی اگر او ممکن است در روح وجود ندارد. "خدا مسخره نیست" یک هشدار اما اطمینان نیست. خدا مسخره اگر هر یک از مخلوقات خود فاقد تقدس است. ایجاد کامل، و علامت تمامیت تقدس است. معجزات هستند تصدیق از Sonship است که دولت از تکمیل و فراوانی است.
هر چه درست است ابدی است، و نه می تواند تغییر کند یا تغییر می شود. روح در نتیجه تغییر ناپذیر است، زیرا در حال حاضر کامل شده است، اما ذهن می تواند انتخاب آنچه در آن انتخاب به خدمت است. تنها حد در انتخاب خود قرار داده است که می تواند دو ارباب را خدمت می کنند. اگر تصمیم به انجام این کار، ذهن می تواند تبدیل به رسانه ای که توسط آن روح در امتداد خط از خلقت خود را ایجاد. اگر آن را آزادانه انتخاب به انجام این کار، آن را حفظ بالقوه خلاق خود را در مکان خود را تحت ظلم و ستمگری و نه نسبت به شاهد معتبر است. به عنوان یک زندانی، به دلیل چنین دیکته از ظالم است. برای تغییر ذهن خود را به معنای آن را در اختیار سازمان درست قرار دهید.
معجزه نشانه ای است که ذهن را انتخاب کرده است به من در خدمت مسیح منجر شده است. فراوانی مسیح نتیجه طبیعی انتخاب به دنبال او است. تمام ریشه های سطحی باید بی خانمان، زیرا آنها عمیق به اندازه کافی برای شما حفظ نیست. توهم است که ریشه های کم عمق می تواند عمیق تر، و به این ترتیب ساخته شده برای نگهداری، یکی از تحریفات که در آن برعکس قانون طلایی استوار است. همانطور که این شالوده غلط داده می شود، تعادل است به طور موقت به عنوان ناپایدار را تجربه کرد. با این حال، هیچ چیز پایدار کمتر از یک جهت وارونه است. و نه می تواند هر چیزی را که دارای آن وارونه باشد منجر به ثبات افزایش یافته است.




















































